ایا استراتژی های ثبات برای سازمان من مناسب است؟

استراتژی هاي ثبات

استراتژی های ثبات:

ممکن است استراتژی های ثبات بر استراتژی رشد ترجیح داده شود. سازمان در این استراتژی به فعالیت های فعلی خود ادامه می دهد بدون اینکه تغییر مهمی در آن ها ایجاد کند. سازمانی که در حال حاضر موفق است و در محیط قابل پیش بینی و با ثبات فعالیت می کند، می تواند از یکی از استراتژی های ثبات استفاده کند. استفاده بلندمدت از این استراتژی ها توصیه نمی شود .

مهم ترین استراتژی های ثبات عبارتند از:

استراتژی توقف-آغاز محتاطانه

استراتژی عدم تغییر

استراتژی سود

 

استراتژی توقف-آغاز محتاطانه : این استراتژی در واقع نوعی فرصت یا وقفه است؛ فرصتی برای استراحت و تجدید قوا قبل از ادامه هر یک از استراتژی های رشد یا کاهش. وقتی که سازمان برای مدت زیادی رشد سریع داشته با آینده ای مبهم و غیرقابل پیش بینی مواجه خواهد شد، بنابراین می تواند از این استراتژی به عنوان یک استراتژی موقتی استفاده کند و منابع خود را ترمیم و متمرکز کند .به عبارت دیگر تا بهبود اوضاع محیط، می توان از این استراتژی استفاده نمود.

استراتژی عدم تغییر : استراتژی عدم تغییر، تصمیم بر انجام ندادن کار جدیدی است؛ یعنی تصمیم به ادامۀ عملیات و سیاست های فعلی به خاطر اینکه آینده قابل پیش بینی نیست. موفقیت این استراتژی به عدم ایجاد تغییر مهم در موقعیت سازمان وابسته است .

موقعیت رقابتی مناسب در یک صنعت و وجود محیطی ثابت، سازمان را به ادامه وضعیت و فعالیت های فعلی ترغیب می کند و تغییر محدودی در اهداف سود و فروش خود اعمال می کند. فرصت یا تهدید بارز و مشخصی مشاهده نمی شود و نقطه ضعف یا نقطه قوت برجسته ای نیز وجود ندارد.

در این صنعت، رقبای مقتدر جدیدی وارد نمی شوند. سودآوری خوب بوده و بازار محصولات باثبات است. آرامش محیط، باعث می شود که مدیران استراتژی عدم تغییر را دنبال کنند.

استراتژی سود : استراتژی سود، تصمیمی است مبنی بر انجام ندادن کاری جدید در موقعیتی که وضعیت سازمان که در حال بدتر شدن می باشد. اما در عین حال سازمان طوری عمل می کند که انگار مشکلاتش موقت یاند. استراتژی سود عبارت است از تلاش برا ی حمایت مصنوعی از سود ها، در حالی که فروش های سازمان براثر کاهش سرمایه گذاری و مخارج احتیاطی در کوتاه مدت، در حال کاهش است.

ممکن است مدیران ارشد به جای اعلام وضعیت بد به سهامداران ، تصمیم بگیرند از این استراتژی استفاده کنند. در این استراتژی، مدیرانی که محیط خشن و نامناسب را عامل مشکلات شرکت معرفی می کنند (مثل سیاست های ضد تجارت دولت، مشتریان همیشه ناراضی، یا وام دهندگان حریص)، اقدام به تعویق انداختن سرمایه گذاری می کنند و یا هزینه هایی چون تحقیق و توسعه، تعمیر و نگهداری و تبلیغات را قطع می کنند تا بتوانند طی این دوره سخت، ثبات در روند سودآوری را حفظ کنند. حتی ممکن است یکی از خطوط تولید برای کسب وجه نقد بیشتر فروخته شود.

استراتژی های ثبات
استراتژی های ثبات

استراتژی سود تنها کمک می کند تا یک دوره دشوار و موقتی طی شود. این استراتژی اغوا کننده است و اگر مدت زیادی پیروی و استفاده شود، آسیب جدی به موقعیت رقابتی وارد خواهد آورد. بنابراین استراتژی سود، در واقع پاسخ کوتاه مدت مدیران شرکت به موقعیت بد جاری است.

استراتژیهای کاهش: وقتی موقعیت رقابتی در برخی یا همه خطوط تولید به حدی ضعیف است که باعث ضعیف شدن عملکرد آن می شود، مدیران به انتخاب استراتژی عقب نشینی ترغیب می شوند؛ به عبارت دیگر وقتی فرو ش در حال کاهش بوده و سود در حال تبدیل شدن به زیان است، این استراتژی انتخاب می شود. این دسته از استراتژی ها، فشار زیادی برای بهبود عملکرد وارد می کنند .

مثل مربی یک تیم فوتبال بازنده که توسط مدیرعامل تحت فشار قرار دارد تا هر چه سریع تر کاری انجام بدهد وگرنه اخراج خواهد شد. در این موقعیت که مدیریت در تلاش برای حذف نقاط ضعفی است که سازمان را زیانده کرده است . می توان یکی از استراتژی های کاهش، استفاده کرد که عبارتند از:

استراتژی تغییر جهت

استراتژی اسارت

استراتژی فروش یا واگذاری

استراتژی ورشکستگی یا انحلال

استراتژی تغییر جهت : استراتژی تغییر جهت بر بهبود و ارتقای کارایی عملیاتی تأکید دارد. وقتی که مشکلات فراگیر است اما هنوز بحرانی نیست، استفاده از این استراتژی منطقی است. این استراتژی همانند یک رژیم غذ ایی است و دو مرحله اساسی دارد : مرحله کوچک سازی و مرحلۀ تثبیت.

کوچک سازی ، تلاش اولیه ای است برای جلوگیری از بدتر شدن وضعیت از طریق کاهش در اندازه و هزینه های شرکت.

تثبیت ، عبارت است از اجرای یک برنامه برای تثبیت سازمان کوچک تر شده کنونی.

برای هموار کردن روند انجام فعالیت ها، برنامه ای تهیه می شود تا هزینه های سربار غیرضروری را کاهش داده و هزینه فعالیت های عملیاتی را توجیه کنند. این مرحله برای سازمان مهم است. اگر مرحله تثبیت بدرستی اجرا نگردد، کارکنان ماهر سازمان را ترک می کنند. البته اگر همه کارکنان در اجرای این استراتژی مشارکت کنند، سازمان جدید قوی تر خواهد بود . در چنین حالتی موقعیت رقابتی بهبود یافته و می توان دوباره فعالیت ها را توسعه داد.

استراتژی اسارت : سازمانی که چنین استراتژی را اجرا می کند، به عرضه کننده یا توزیع کننده انحصاری شرکت دیگری تبدیل می شود، و در عوض آن شرکت متعهد می شود که برای مدتی طولانی خرید های خود را از آن سازمان تأمین کرده یا توزیع محصولات خود را از طریق آن سازمان انجام دهد. با این کار، سازمانی که استراتژی اسارت را انتخاب کرده است یا به عبارت بهتر شرکت اسیر، استقلال خود را در قبال کسب امنیت مبادله می کند.

استراتژی های ثبات
استراتژی های ثبات

وقتی که موقعیت رقابتی ضعیف است، ممکن است تصمیم بگیرد برای تضمین بقای خود و در قالب قراردادی بلندمدت، تسلیم محض یکی از بزرگترین مشتریانش شود. به این ترتیب؛ شرکت اسیر، گستره برخی از فعالیت های خود مثل بازاریابی را کاهش می دهد و هزینه هایش به نحو چشمگیری کاهش می یابد.

استراتژی فروش یا واگذاری : وقتی که موقعیت رقابتی در صنعت خود ضعیف است و در عین حال سازمان نه می تواند عقب نشینی کند و نه اسیر دیگری شود، مدیران چاره ای ندارند جز اینکه سازمان را به فروش برسانند و آن صنعت را ترک کنند . در استراتژی فروش، کل شرکت فروخته می شود. چنانچه مدیران شرکت بتوانند سهام داران را قانع سازند و شرکت خریدار نیز قیمت خوبی بپردازد، فروش کل شرکت منطقی است. اگر فعالیت ها متعدد باشد، ممکن است استراتژی واگذاری انتخاب شود. یعنی یکی از واحد های فعالیت به فروش برسد.

استراتژی ورشکستگی یا انحلال : وقتی سازمان در بدترین شرایط ممکن قرار می گیرد، مدیران چند راه محدود پیش رو دارند . از آنجا که هیچ کس حاضر به خریداری یک شرکت ضعیف در صنعتی غیرجذاب نیست، باید از استراتژی ورشکستگی یا تصفیه استفاده کرد. بر اساس استراتژی ورشکستگی؛ مدیران، شرکت را در اختیار دادگاه می گذارند، تا دادگاه از محل فروش آن بدهی ها و تعهدات را تصفیه کند.

مدیران ارشد امیدوارند که پس از اعلام ورشکستگی، قوی تر گردند و بتوانند در صنعتی جذا ب تر فعالیت خود را از سر گیرند. در استراتژی انحلال یا تصفیه تمام دارایی ها به تدریج به فروش می رسد. از آنجا که صنعت ناجذاب است و شرکت نیز آن قدر ضعیف است که به راحتی نمی توان آن را با قیمت مناسب به فروش رساند، مدیریت تا آنجا که می تواند دارایی های قابل فروش را به نقد تبدیل می کند و پس از پرداخت کل تعهدات، باقیمانده درآمد حاصل از فروش، میان سهام داران توزیع می شود .

برتری استراتژی تصفیه بر استراتژی ورشکستگی این است که در حالت اول، این هیأت مدیره و مدیران ارشد هستند که درباره آن تصمیم می گیرند، نه دادگاه که ممکن است حقوق سهام داران را کاملاً نادیده بگیرد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار